بعد از این که محمدرضا از زندان آزاد شد مامورین نظام وظیفه جلوی درب زندان به استقبال او رفتند تا او را به خدمت سربازی ببرند. به خاطر سابقه دار بودن قرار بود محمدرضا خدمت سربازی را لب مرز بگذراند. جایی که همه سرباز ها به ۲ درجه ۱(بدبخت) و ۲(خیلی بدبخت) تقسیم می شدند. یک روز سر صف فرمانده پرسید «کی این جا ریاضی خونده؟» محمدرضا هم دستش را بالا برد. فرمانده گفت درجه سربازها رو طوری تغییر بده که از یک مکان به طرف راست تمام سربازها درجه ۲ و به طرف چپ همه درجه ۱ باشند. محمدرضا چون می دانست درجه هر کسی را که تغییر دهد یک کتک حسابی از او می خورد خواست که کمترین تعداد تغییر ها را انجام دهد. چون شب گذشته چند تا از سربازها شام محمدرضا را به زور از او گرفتند محمدرضا به شدت گرسنه است و توانایی فکر کردن ندارد. به همین خاطر از شما می خواهد که برایش این کار را انجام دهید.
در سطر اول ورودی عدد (تعداد سربازها در صف) آمده است.
در سطر بعدی عدد ۱ و ۲ آمده. عدد ام درجه سربازی است که در مکان ام صف ایستاده است.
در تنها سطر خروجی حداقل تعداد تغییر درجه های لازم برای اجرای درخواست فرمانده را بنویسید.
کافی است درجه اولین سرباز و آخرین سرباز را عوض کند تا سربازهای درجه ۱ و درجه ۲ در مکان ۵ ام از هم جدا شوند و سربازهای درجه ۱ قبل از مکان ۵ ام و سربازهای درجه ۲ بعد از مکان ۵ ام باشند.
با تغییر درجه سرباز ۴ ام تمام سربازهای درجه ۱ قبل از سرباز ۷ ام و تمام سربازهای درجه ۲ بعد از سرباز درجه ۷ ام قرار می گیرند.